پانزدهمین ماه زندگی مبارک ککککککککککککککککککککک ....14-03-1393



خوشگلای مامان و بابا
فرشته های زیبای زندگی ما
15 ماه گذشت ...
15 ماه مملو از روزهای زیبا و پر خاطره
خاطرات تلخ و شیرین ...
15 ماه پر از تجربه کردن زیباترین احساسات ناب مادرانه و البته همراه با استرس ها و دلواپسیهای مادرانه
خدایا ممنونم به خاطر اینکه ما رو لایق دونستی تا تجربه کنیم زیباترین احساسات بشریت رو ...
مادر بودن و پدر بودن را...
عاشققققققققققققققققققققققتم خدا جون 
شب چهاردهم به همراه بابا و دختر دایی هانیه و دختر خاله فاطمه زهرا رفتیم پارک
اینم عکساش...
طبق معمول قبل از اینکه ما آماده بشیم شما بیرون در و تو آسانسور
منتظرهستید
.
.
.


عکسای ارغوان جونی



امیر عباس نازنینم در حال توپ بازی...



ببینید چی پیدا کردم .....


قربون اون نگاه زیبات...

اینم عکسای فردا شب یعنی چهاردهم که با خانواده بابا رفتیم فشم
رستوران شبهای شمرون، هوا خیلی خوب بود ولی آخر شب کمی سرد شد و من میترسیدم که مبادا سرما بخورید
.
.
.
و البته بازحمت چند تا عکس ازتون گرفتم...

این شلوارهای هندونه ای رو عمو مجید برای شما و محمد متین (پسر عمه) خریده بود و آورده بود اونجا منم گفتم
بپوشید تا عکس بگیرم ازتون 

و اينم صبح روز بعد که از خواب بیدار شدید با همون شلوار هندونه ای 

الهی که مامان قربونتون بشه 





پانزدهمین ماه زندگی مبارک ککککککککککککککککککککک ....14-03-1393 























